سخنان حضرت زهرا (سلام الله علیها) با زنان مهاجر و انصار که به عیادت ایشان می آمدند:

به خدا سوگند، روزگارم سر می شود و حالم به گونه ای است که از دنیای شما ناخشنود و از مردان شما خشمگین و ناراحتم. پیش از آن که سودی از آنان ببرم دست از آنان برداشته، ایشان را به دور انداختم و پس از آن که آن ها را آزمودم، از آنان خوشم نیامد. چه بسیار زشت است شکست و رخنه ای که بر لبه شمشیر وارد آید و با نیزه ای که شکاف بردارد و ناکار شود و اندیشه ای که فاسد گردد. و بد چیزی است آن چه که نفوسشان مقدم داشته، چرا که موجب خشم و غضب الهی شده در عذاب جاودانه اند . به ناچار ، کیفر و پیامد این کار بر گردن آنان افتاده پراکندگی و آشفتگی آن بر عهده آنان می باشد. و سرانجام گروه ستمکاران سرکوب، نابودی و کیفر است.

وای بر آن ها! چگونه خلافت را از پایگاه استوار رسالت و پایه های محکم نبوت، و محل نزول وحی امین و انسان آگاه به امر دین و دنیا منحرف کرده دور ساختند، آگاه باشید که این همان زیان و خسران آشکار است، به چه مناسبت اینان از ابوالحسن انتقام گرفتند، به خدا سوگند، ناخشنودی از شمشیرش، سختی و استواری اش، جنگاوری و زخم های ناشی از شمشیرش و تنها خداجویی و اخلاصش باعث شد که از او انتقام بگیرند.


پی نوشت :

بانوی خلقت!

مادر تمام خوبی ها

زمین مهرِ توست

سزاوار است مهرِ مادریت

سایه گسترِ سرِ من

مرا به عِرض خودت بپذیر