در خاطرات احمد احمد
آمده است که در ایام ماه مبارک رمضان آقای هاشمی رفسنجانی در سلول انفرادی برای
بقیه مبارزان دربند ساواک در فرصتی که مامورین ساواک برای صرف غذا می رفته اند ، سخنرانی
می کرده است . در یکی از شب های قدر و احیا سخنرانی ایشان طول کشیده و مامورین
ساواک سر رسیده اند و از این ماجرا مطلع شده اند و فردای آن روز ایشان را شکنجه
داده اند و خواسته اند به زور آب در حلق ایشان بریزند که ایشان به سختی مقاومت
کرده است .
احمد احمد می گوید : بعد
ها که حاج آقا را دیدم از او سوال کردم که چرا آن روز در مقابل ریختن آب به
دهانتان مقاومت کردید در حالی که نیاز نبود آن همه سختی بکشید و روزه تان باطل نمی
شد. آقای هاشمی با تبسمی گفت: بله! من مساله اش را می دانم. ولی باید مقابل این ها
مقاومت کرد، برای هر کاری و برای هر چیزی.
روزی آقای هاشمی در
حکومت شاهنشاهی برای تشویق و روحیه دهی به مبارزین انقلابی سخنرانی می کرده است و حاضر به تحمل هرگونه شکنجه بوده است . و روزی در
جمهوری اسلامی در نماز جمعه ، سخنرانی کرده است برای روحیه دهی به همفکران کسانی
که پیش ترها در مقابلشان مقاومت می کرده برای هر کاری و برای هر چیزی.
پی نوشت : اللهم
اجعل عاقبه امورنا خیرا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۸ ساعت توسط ریحانه ذوالفقاری
|
ترجمه : و اگر پیمان های خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما
را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنان پیمانی ندارند ؛
شاید با ( شدت عمل ) دست بردارند.
شرح : این آیه درباره کسانی است که با زمامدار و ولی امر
مسلمانان، عهد و پیمانی داشتند ولی آن را شکستند و د رمقابل پیشوای مسلمانان قرار
گرفتند. قرآن، آن ها را پیشوایان کفر معرفی می کند؛ زیرا آن ها در کفر به آیات
الهی پیشی گرفتند و مردم جاهل از آن ها پیروی کردند. در روایات اهل بیت(ع)،
برپاکنندگان جنگ جمل – که طلحه و زبیر در راس آن ها قرار داشتند – از مصادیق بارز
این آیه برشمرده شده اند؛ چرا که آن ها با پیشوای بر حق مسلمانان یعنی امام علی (ع)
به مخالفت برخاستند و پیمان و بیعت خویش را با او شکستند و به همین دلیل در تاریخ
به ناکثین (پیمان شکنان) معروف شدند .
ترجمه
آیت الله مکارم ( قرآن حکیم و شرح آیات منتخب )
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۸۸ ساعت توسط ریحانه ذوالفقاری
|
من الآن هم نصيحت مىكنم آقاى بنى صدر را
به اينكه نبادا در دام اين گرگهايى كه در خارج كشور نشستند و كمين كردند بيفتيد، و
اين آبرويى كه از دست داديد بدتر بشود.
من علاقه دارم كه تو بيشتر از اين خودت
را تباه نكنى. من علاقه دارم كه همه اشخاصى كه در اين مملكت زندگى مىكنند يك
زندگى انسانى- الهى باشد. نبادا يك وقت در دام اشخاصى بيفتى كه اين ملت آنها را سر
تا پا شناخته است؛ و آنها از تو پشتيبانى كنند و تو هم در دام آنها بيفتى؛ كه هم
دنيا به باد رفته است تا آخر، و هم آخرت. اگر نصيحتهاى من را گوش كرده بودى، اين
مسائل پيش نمىآمد. لكن نگذاشتند؛ آنهايى كه به تو اظهار علاقه مىكردند آنها به
اسلام علاقه نداشتند؛ و تو را كشاندند به جايى كه تباه كردند، بيش از اين خودت را
تباه نكن؛ به دام اين اشخاصى كه مثل اژدها دهان باز كردهاند تا همه حيثيت تو را
به باد فنا بدهند و ببلعند نيفت. چنانچه توبه كنى و برگردى و علاقه خودت را از اين
گروههاى مفسد، فاسد، جنايتكار، سلب كنى، و در يك كنارى بنشينى مشغول تصنيف و تأليف
بشوى، صلاح تو است. اگر شما آن نصيحتى را كه آن روز من با حال بيمارى در بيمارستان
به شما كردم گوش كرده بوديد، امروز اين طور نبود و مننمىخواستم باشد؛ آن روز من
[در] يكى از حرفها، كه اساس همه گرفتاريهاى بشر است، تنبه دادم كه حُبُّ الدُّنيا
رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة «1» تمام خطاهايى كه از ماها صادر مىشود روى اين حبّ نفس و
جاه و مال و منال است؛ اگر اين كلمه را گوش كرده بوديد و هواهاى نفسانى را زير پا
گذاشته بوديد، اين طور نمىشد كه همه گروهها، همه دوستان شما، از شما منفصل بشوند،
الّا اين گروههايى كه مىخواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان
برسند. دوستهاى درجه اول شما پشت بشما كردند.
گروههايى كه با شما بودند و براى شما
شعار مىدادند پشت به شما كردند. و اين دليل اين بود كه شما قدرت سياسى نداريد،
بزرگتر دليل اين است كه انسان يازده ميليون «2» رأى را تباه كند! اين گذشت و
ناگوار گذشت، من نمىخواستم اين طور بشود. لكن باز براى هر كس، هر كار بكند، جاى
توبه هست. درِ توبه باز است. رحمت خدا واسع است. شما توبه كن و يك قدم طرف خدا برو
و پشت به هواى نفسانى بكن، خداوند مىپذيرد تو را. آبروى تو را اعاده مىدهد.
حيثيت تو را اعاده مىدهد.
…
خداوند همه ما را از شرّ خودمان نجات
بدهد خداوند همه مارا به راه راست خودش هدايت كند. خداوند كشور ما را از شرّ اجانب
نجات بدهد.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه
صحيفه
امام، ج14، ص: 492-3
+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر ۱۳۸۸ ساعت توسط ریحانه ذوالفقاری
|