مفقودالاثر

تو  جمعه ها که می شود

            در یادها ظهور میکنی

تا بیاید ظهور محترمت به دل ها راه پیدا کند

                     غروب شده است

                                  و باز sms ها گرم

شب هم از یادها میروی

             حتی نه آنقدر در یاد ها می مانی

                                      که یوسف کنعانی سیما

تو یوسف زهرایی

            مثل مادرت مفقود الاثر!


یا حسین (ع)

 

گفتن نام تو به ذکر نمی رسد

                  همان بار اول که می گویی

                                          مدهوشی!

با نام تو نمی شود ذکر گرفت

                       سفره انداخت

                                    تسبیح گرداند

                                                با نام تو فقط می شود مست شد!

 

جوابیه

نظر یکی از دوستان برای پست هاشمی ، حکومت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی :

ريحانه جان از تو انتظار نداشتم اينقدر از اين حرفت ناراحت شدم كه كمي صبر كردم تا كامنتي كه ميذارم عصبانيت و ناراحتيمو نشون نده
"
برای روحیه دهی به همفکران کسانی که پیش ترها در مقابلشان مقاومت می کرده برای هر کاری و برای هر چیزی. "
من به موسوي و كروبي راي ندادم كه فكر كني درگير تعصب و اينام ولي يه چيز خيلي تمام سلولهاي بدنمو لرزوند..اين كه شما به همين راحتي به همين راحتي تهمت مي زنيد..آخه كي گفته اونايي كه به موسوي راي دادن يا طرفداراش همفكر ساواك و شاهند ؟
هم دانشگاهي من كه نقاب ميزنه ولي به موسوي راي ميده همفكر كيه ؟
اخه اين چه حرفيه...
ريحانه جان هر كي مخالف شما فكر كرد كه كافر نيست...
كاش مصلح آخر زمان زودتر بياد كه واقعا ديگه از قران جز خطي باقي نمونده...
يا حق




سلام دوست عزیز

این سوال یک نفر نیست که جوابش فقط برای یک نفر باشد، این شبهه ای است که در فکرمان ایجاد کرده اند. که اگر الان موسوی و طرفدارانش را ضد نظام میخوانیم بی انصافیم ، که یعنی هر کس به موسوی رای داد، ضد نظام است ؟ که هر کس که مخالف ما فکر کرد کافر است؟ ...

دوست من! این مسئله برای زمان انتخابات بود و گیر و دار درگیرهای انتخاباتی و پرچم ایران و نوار سبز به مچ بستن ها، آن موقع هر کس نوار سبز به مچ می بست ضد انقلاب نبود، یعنی ما سیزده ملیون ضد نظام داریم؟ یعنی ما سیزده ملیون مدعی تقلب در انتخابات داریم؟ هرکس که به موسوی رای داد ضد نظام نبود که صد البته این نظام را قبول داشت که در رای گیری ای که در این سیستم اجرا می شد شرکت می کرد. اگرچه ضد انقلاب ها، حرف هایی از موسوی شنیدند و طرفداری هایی از موسوی دیدند که به دنبال او راه افتادند و چه بسا عده بیشمارشان در انتخابات شرکت نکرده باشند.

ما طبق سنت رحماء بینهم آن موقع تا این حد به موسوی بدبین نبودیم که ضد نظامش بخوانیم، اگر منصف باشم ،باید اعتراف کنم که بدبین بودیم ولی ضد نظام نمی دانستیمش. ولی حالا وضع فرق می کند.

رییس جمهور ملت انتخاب شده است، با رای قاطع اکثریت، با اختلاف بسیار، و بعد از بررسی های بسیارِ اوهام مدعیان تقلب در انتخابات و ثابت شدن سلامت انتخابات و بعد از خطبه های مقام عظمای ولایت در نماز جمعه و ... و بعد از این همه که برای عامه مردم روشنگر بود، حالا اگر کسی بیاید و بگوید نسبت به سلامت انتخابات شک دارد، اوضاع کشور را بحرانی بخواند، نگران حال صدمه دیدگان خارج از نظام این ماجرا باشد و هر کسی که برای این بیانات سوت و کف بزند و دل خوش کند به ادامه این اغتشاش، بله این ها همفکران ساواکی ها هستند. ضد نظام ، ضد انقلاب ، ضد ولایت فقیه ، ضد سربلندی و اتحاد ایرانیان و ضد آرامش این مردم هستند. این ها دشمن اند اگرچه هر کدامشان دلیلی دارند که اگر بی دلیل باشند که دیوانه اند!

عمرسعد هم دلیل داشت و حکومت ملک ری برای خداوند قطعا دلیل قابل قبولی نخواهد بود در قبال کشتن امام زمان.

حالا کسانی که از موسوی حمایت می کنند، چه هاشمی باشد ، چه عده ای سلطنت طلب، چه عده ای هرج و مرج طلب، چه عده ای نخبگان سیاسی این ها همه روی هم چند صدهزار نفر هم نمی شوند چه برسد به سیزده میلیون نفر، پس میبینی حرفت از اساس اشتباه است هر کس که به موسوی رای داده است با بحران خواندن شرایط کنونی و مخالفت با مقام معظم رهبری که صریحا فرمودند در سلامت انتخابات شکی نیست، خوشحال نمی شود. کسی خوشحال می شود که  این حرف ها خوشحالش میکند!