ترویج ازدواج موقت در راستای هم سویی با دین!

چند نکته:

1: پرداختن به ازدواج موقت به عنوان ارائه صورت مساله در شرایطی که ازدواج دائم به دلائل مختلفی دچار بحران شده است راه درستی نیست. به نظر من این کار تنها تساهل در برون رفت از بحران است. در شرایطی که جوانان یا به علل فرهنگی یا به علل مادی از ازدواج دائم سرباز می زنند، رواج ازدواج موقت نمی تواند راه حلی باشد. بلکه درمان مقطعی و رواج راحت تر پرداختن به غرایز جنسی و عاطفی است در تقابل با ازدواج دائم.

2: مطالعات زنان در کشور ما یک علم وارداتی و یک رشته غربی است که تاریخ دور و درازی در مکانی غیر از خاور میانه دارد و هم چنین در این علم دین به خاطر آن که نگاهی تساوی گرایانه به دو جنس ندارد هماره متهم است.

3: فعالیت های پژوهشی و اجتماعی در مقوله زنان و خانواده بازگشت به بنیان های اسلامی است و در حقیقت بومی سازی رشته مطالعات زنان است که چه بخواهیم و چه نخواهیم فراگیر شده است و خواهد شد.

4: در فضای مکتوب و مجازی که جریان مقابل دین، پرچمدار آزادی و اندیشه و کتاب خوانی و روشنفکری است، خوشبختانه جریانی، موسسه ای، پژوهشگاهی به عنوان تریبون دین برپا می شود و  به بحث و گفتمان سازی اقدام می کند. اما انگار در این تقابل آرا هیچ چیز مهم تر از احیای ازدواج موقت وجود ندارد.

 

پایگاه زنان پرس با مردی 30 ساله که تجربه های متفاوت ازدواج موقت را دارا است مصاحبه کرده است. که بسیار عجیب و غریب است، از جهات زیر:  

ایشان هم زمان با تاهل،‌ ازدواج موقت اختیار کرده اند!

ازدواج موقت به عنوان عاملی در راستای تحکیم بنیان خانواده عنوان شده است حتی هنگامی که مرد متاهل و در کنار همسرش است!

ایشان برای ترویج ازدواج موقت و برای آن که مقاومت برخی خانم ها در برابر این قضیه شکسته شود، ‌به این امر دست زده است!

تنها مشکل ازدواج موقت یاد آوری خاطرات و زمان های با هم بودن است که ان شالله خدا رفع اش می کند!

جمهوری اسلامی از خلیفه دوم هم در مسدود کردن این امر تلاش بیشتری کرده است!

 

سوالاتی در این زمینه مطرح است:

ازدواج موقت مساله مهم و درجه یکی است؟

یک راه حل است یا یک سبک زندگی است ؟‌

شرایط دارد یا در هر زمانی و برای هر فردی قابل اتفاق افتادن است؟

با عرف در تضاد است یا خیر و اگر چنین است آیا اگر برای فرهنگ سازی آن، از وجه دینی اش وارد شویم؛ نسبت به دین بی اعتمادی به وجود نمی آید؟

آیا نفی و نهی اجتماعی امروزه نسبت به ازدواج موقت مردان متاهل، غیر عاقلانه و تنها از روی احساس است؟‌

مجموع احادیث موجود در باره ازدواج موقت چه محتوایی دارد؟

امر به ازدواج موقت توسط اهل بیت در زمان پیامبر با بعد از حرام کردن آن توسط عمر چه تفاوتی دارد؟


 می دانم ازدواج موقت به عنوان نهادی در دین فراهم آمده است اما نمی دانم این بحث ها و مصاحبه ها چه نتیجه ای خواهد داشت. ان شالله که خیر باشد!

رعایت اخلاق در انتخاب تیتر  

تعرض کلامی به زنان در کشور، 5 برابر اروپا؛ این تیتر می خواهد ما را به چه مطلبی رهنمون کند؟ به مطلبی که به محور های زیر اشاره دارد:

1-       خلاء حضور طرح مبارزه با مزاحمت مردان در مقابل طرح مبارزه با بدحجابی

2-       برای افراد مزاحم، نوع پوشش و رفتار زن ها هیچ تاثیری در تعرض به ایشان ندارد

3-       غیرت و ایمان و عفاف در جامعه کاهش یافته است و فقدان شرایط مناسب برای ازدواج در تعرض افراد موثر است.

4-       80 درصد از تعرض‌های خیابانی ، آزارهای کلامی و گفتاری می‌باشند .

5-         آزارهای گفتاری خیابانی در کشور ما 5 برابر کشورهای اروپایی است، در کشورهای اروپایی آزارهای عملی 15 برابر کشور ما می‌باشد.

6-       در کشورهای اروپایی اکثر آزارهای فیزیکی از طرف کسانی است که دچار ناهنجاری‌های روانی و رفتاری هستند نه شهروندان عادی

7-       کشور های عربی با در نظر گرفتن مجازات های شدید از این مزاحمت های خیابانی مردان برای زنان جلوگیری کرده اند.

اما آن چه که مخاطب از این تیتر برداشت می کند چیست؟

در کشوری که جمهوری اسلامی نامیده می شود و قوانین سخت گیرانه بر آن حاکم است با توجه به وجود حجاب و همچنین حضور مردان مسلمان، تعرض کلامی به زنان، 5 برابر اروپای آزاد و بی حجاب  است.

جدای از آن که منبع آمار مشخص نیست و جدا از گزاره مضحک " در کشورهای اروپایی اکثر آزارهای فیزیکی از طرف کسانی است که دچار ناهنجاری‌های روانی و رفتاری هستند نه شهروندان عادی "؛ چرا که افراد به محض واقع شدن در مستی و تخدیر و تحریک جنون آمیز دیگر یک شهروند عادی به حساب نمی آیند و در اروپا چنین شرایطی به راحتی فراهم است؛

 خوب است در انتخاب تیتر، اخلاق را رعایت کنیم. 

گشت ارشاد  

فیلم گشت ارشاد به شبکه نمایش خانگی آمده است. من تقریبا تمام فیلم هایی که داستانی برای دیدن داشته باشند را می بینم جز فیلم های طنز آبدوغ خیاری و عاشقانه های مضحک. اما گشت ارشاد علاوه بر داستانی که در هیچ کدام از این دسته بندی ها قرار نمی گیرد، سابقه پر حاشیه ای نیز دارد؛ که در آن ضدیت ائمه جماعات و تظاهرات برای حذف اکران و نقد های تند و انتسابات صفات غیر منطقی به کارگردان و فیلم دیده می شود.

گشت ارشاد فیلم خوبی است. فیلم امید وار کننده ای است. داستان روانی دارد. بازی های خوبی دارد. حتی اگر در آن آدم هایش به خاطر بی قانونی ها و اشتباهاتی که کرده باشند نتوانند قانونی حق شان را بگیرند و شرایط بدشان تقصیر خودشان باشد،‌ اما در هر صورت بنی آدم اعضای یکدیگرند و ممکن است در شرایط بدی که از بی قانونی شخصی منتج شده است، نیاز داشته باشند حامی و تکیه گاه یکدیگر باشند. در شرایطی که اینان یا باید گرگ باشند یا گوسفند و مطمئنا هر دو خلاف عدالت بشری است.

قرار نیست هر کس که سینما به آن می پردازد الگوی تمام عیار کمال شخصیتی در انسان ها باشد. قرار نیست عطا و عباس و حسن هر چه می گویند درست باشد و هر برداشتی از دین دارند برداشت حقیقی باشد بلکه ایشان نماینده قشری از این جامعه هستند که واقعا لزومی ندارد در دین تفقه کرده باشند و بدانند بصیرت افزایی در مراسم عزاداری برای سید و سالار شهیدان چگونه اتفاق می افتد.

برخی نظرات کارشناسان و منتقدین و حرکت های احمقانه دسته جمعی افراد را که می خوانم واقعا متاسف می شوم که در این کشور فقط به علت آن که یک فیلم عنوانی حساسیت برانگیز دارد، مورد بررسی قرار می گیرد و درباره آن حرف زده می شود. اما مثلا فیلم انتهای خیابان هشتم که گویی هم زمان یا قدری قبل تر از گشت ارشاد اکران شده است حساسیت هیچ کس را بر نمی انگیزد. فیلمی سراسر افسرده و سیاه که نشان از حال مردمانی دارد که یک ثانیه خوش نمی بینند و قانون هیچ همراهی با ایشان ندارد و حکومت هم در به وجود آوردن این حالت بی تاثیر نیست!‌

خوب است منتقدین همه فرهنگ را نقد کنند که سریالی دنباله دار است اجزائش و خوب است فرهنگ نقد را بیاموزند و خوب است آدم ها منصف باشند. البته آقای سهیلی هم گفته است سیلی زدید، منتظر سیلی باشید!‌ خب اینجا فرهنگ زدی ضربتی، ضربتی نوش کن هنوز باقی است. که ان شالله به خیر بگذراند داستان های بعدی فیلم های ایشان را. 

البته شاید گشت ارشاد کنایه هایی هم به حکومت و سبک زندگی بسیجی ها زده باشد اما مسئله این است که نباید هر مسئله ای را در ایران آن قدر سیاسی کنیم که دو راه بیشتر برایمان نماند یا موافقت با نظام یا مخالفت با نظام. در هیاهوی حرام و حلال های همراهی با نظام،‌ سلایق و مباح و مکروه های بسیاری وجود دارد که باید در نظر گرفته شود.

شنیده ام قرار است گشت ارشاد از شبکه نمایش خانگی حذف شود، کاش حذف نکنندش!  

 

تناسب خانواده‌داری و اشتغال

 در گذشته خانه‌داری را برای زنان یک شغل و فعالیت جدی به حساب می‌آوردند؛ از آن جهت که وقت بسیاری از ایشان می‌گرفت. این فعالیت به معنای تنظیم کردن وقت میان کارهای مختلفی مانند تدبیر امور منزل و تربیت فرزند بود که به دلیل نبود امکاناتی که امروز وجود دارد وقت بسیاری را از زنان طلب می‌کرد و به وضوح از لحاظ میزان زمانی که به خود اختصاص می‌داد، به نوعی به عنوان یک شغل وقت‌گیر به حساب می‌آمد. اما امروزه با توجه به آن که نهادهای مختلف، برخی وظایف خانواده را به عهده گرفته‌اند و یا به علت پیشرفت تکنولوژیک، کار خانه‌داری آسان‌تر شده است و زمان کمتری را به خود اختصاص می‌دهد، اشتغال برای زنان خانه‌دار دور از منطق به نظر نمی‌رسد و گاه به یکی از دغدغه‌های جدی زنان نیز تبدیل می‌شود.

مادران شاغل ممکن است شغل تمام وقت و یا نیمه وقت داشته باشند. ممکن است فرزند کوچکی داشته باشند و در خانه نیاز به حضورشان باشد و ممکن است چنین شرایطی نداشته باشند. این که یک زن وقت خود را چگونه تنظیم کند و میزان ساعاتی را که نیاز است در خانه حضور داشته باشد چگونه تنظیم کند، باید با شرایط خود منطبق کند و باید زن‌ها بتوانند با شرایط متفاوت و با توجه به استعدادهای خود به کارهای مورد علاقه خود بپردازند. اما این مسئله که آن‌ها به حضور در خانه، ‌خانه‌داری، تربیت فرزند و هر آن چه که در راستای تحکیم بنیان خانواده نیاز است توجه کنند، باید مورد اهمیت آن‌ها باشد. 

البته لازم به ذکر است که منظور از خانه‌داری آن وظیف‌ای است که یک زن به عنوان مادر یا همسر، در خانواده باید به آن رسیدگی کند و لزوما منظور رسیدگی به کارهای خانه نیست. بلکه شاید بهتر باشد به جای عبارت خانه‌داری از عبارت خانواده‌داری استفاده کنیم و زنان را ملزم به رعایت بنیان این خانواده بدانیم. برای آن که بتوان حمایت از این بنیان را توسط زنان مورد لزوم دانست، بهتر است به آسیب‌های محتمل از عدم تنظیم تناسب بین خانواده‌داری و اشتغال سخن گفت. 

این آسیب‌ها می‌توانند در سطح فردی، اجتماعی و خانوادگی باشند که به هر یک از آن‌ها خواهیم پرداخت. از آسیب‌های فردی می‌توان به مواردی هم‌چون استرس مادر از انجام ندادن وظایف خود به صورت مناسب، عذاب وجدان او به خاطر کوتاهی در وظایفی که خانواده از او انتظار دارند، اشاره کرد.

از آسیب‌های اجتماعی که در این زمینه وجود دارد آن است که دیدگاه زنان جامعه نسبت به زمان، مادی می‌شود. چرا که ایشان می‌توانند با صرف زمان دستمزدی دریافت کنند. اما با صرف همان زمان در خانه هیچ‌گونه پس اندازی نخواهند داشت و بی‌شک این دید مادی‌گرایانه آسیب بسیاری به اجتماع و خانواده خواهد زد. آسیب دیگر به افرادی بر می‌گردد که در این خانواده‌ها تربیت می‌شوند. به حتم، فرزندانی که تحت تربیت مادران شاغل و پر استرس قرار می‌گیرند، افراد کاملی در اجتماع نخواهند بود و در ادامه نیز، مسئله اشتغال زنان به عنوان امری رقابتی میان زنان خانه‌دار مطرح می‌شود. 

از آسیب‌های خانوادگی این امر می‌توان به عدم رضایت اعضای خانواده از شرایط موجود، اختلال وظایف اعضای خانواده، عدم حضور مهر مادری و همسری زن در خانواده، از بین رفتن انسجام خانواده اشاره کرد و همچنین ممکن است فرزندان این خانواده احساس کنند که برای مادر به اندازه شغل او اهمیت ندارند و دچار مشکلات عاطفی شوند. 

برای هر کدام از دسته‌بندی‌های فوق می‌توان مسائل دیگری را هم ذکر کرد که به نظر می‌رسد بخشی از آن نیازمند تصحیح سیستم اشتغال برای زنان و برخی نیازمند تصحیح نگرش‌های زنان نسبت به اشتغال و اهمیت خانواده‌داری و برخی نیازمند تعامل بیش‌تر اعضای خانواده با یکدیگر باشد. اما باید دانست که عدم تناسب بین خانواده‌داری زن و اشتغال او آسیب‌هایی در پی دارد که باید زنان با توجه به این آسیب‌ها و با توجه به مسئولیت‌های خود در جامعه و خانواده و همچنین رعایت سلامت فردی خود به انتخاب‌هایی مناسب دست بزنند و بدانند حمایت ایشان از بنیان خانواده مسئولیت اصلی آن‌هاست.

این مطلب در زنان پرس

با تعارض‌های نقش‌های جنسیتی چه باید کرد؟

تقسیم نقش میان زنان و مردان در دنیای امروز، به دلایل مختلفی، مانند گذشته نیست. به آن معنا که زنان به نقش‌های داخل خانه و مردان به نقش‌های خارج از خانه بپردازند. بلکه امروزه مادران و همسران شاغلی وجود دارند که بر نقش قدیمی و تاریخی مادری و همسری خود نقش‌های اجتماعی دیگری را مانند انواع اشتغال اضافه کرده‌اند و این مسئله به علت تفاوتی که در نوع زندگی ایشان ایجاد کرده است، می‌تواند موجب تعارض تقش زنان در خانه و اجتماع باشد. 

منظور ما از تعارض نقش آن است که یک زن از آن جهت که باید به مسئولیت‌های متفاوت خود از قبیل خانه‌داری، تربیت فرزند و همسرداری و همچنین وظایف خود در قبال مسئولیت شغلی خود رسیدگی کند، ممکن است به علت زمان اندک و یا هم‌زمانی مسئولیت‌ها دچار مشکل و آسیب‌هایی شود. آسیب های که ممکن است متوجه خانواده و همچنین خود زن باشد. 

اختصاص دادن وقت به طور کامل به شغل، موجب از بین رفتن بنیان خانواده و اختصاص دادن کامل وقت به خانواده باعث آن می‌شود که زنان رضایت فردی از زندگی خود نداشته باشند و همچنین اجتماع از استعدادها و قابلیت‌ها و نیروی خلاقانه‌ی ایشان محروم بماند. لذا نمی‌توان برای مادران و همسران شاغل رها کردن شغل را به عنوان راه حلی برای جلوگیری از تعارض نقش پیشنهاد کرد. 

 

در مسئله اشتغال و زنان باید نکته‌ای را مد نظر قرار داد و آن این است که ما با زنانی رو به رو نیستیم که مادر و همسر بوده‌اند و سپس شغلی را انتخاب کرده‌اند. بلکه اکثرا ما با زنانی رو به رو می‌شویم که شاغل بوده‌اند و بعد از آن به عنوان همسر و مادر خانواده‌ای، نقش جدیدی را اختیار کرده‌اند و حال باید دید ایشان چگونه می‌توانند مدیریت مناسبی بین نقش‌های جنسیتی خود انجام دهند. 

آسیب‌هایی را که بر اثر تعارض نقش برای زن و خانواده به وجود می‌آید می‌توان در سطح فردی و خانوادگی و همچنین اجتماعی بررسی کرد. در سطح فردی می‌توان به اضطراب و عدم رضایت زنان از حضور خود در خانواده و اجتماع، در سطح خانوادگی می‌توان به نارضایتی اعضای خانواده از شرایط پیش آمده و تاثیر این شرایط بر شخصیت فرزندان و در سطح کلان می‌توان به ناکفایتی نیروی اجتماعی در اثر تعارض نقش اشاره کرد. 

برای جلوگیری از چنین آسیب‌هایی، حمایت اعضای خانواده و اجتماع از زن ضروری به نظر می‌رسد که در ادامه پیشنهاداتی برای تحقق این حمایت ارائه می‌شود. 

خانواده یک زن شاغل باید اهمیت حضور اجتماعی و رسیدگی به علاقه‌مندی‌های فردی را برای زن شاغل درک کرده و جایگاه خود را در این امر یک جایگاه حمایتی دانسته و به عنوان حامی، همراه زن قرار بگیرند. در این راستا همسر می‌تواند همراه زن به تربیت فرزندان و همچنین رسیدگی به امور منزل و به تقسیم نقش در راستای کمک به زن در منزل بپردازد. فرزندان نیز در این شرایط می‌توانند نسبت به کار های خود مسئولیت پذیر باشند.

در فضای اشتغال، علاوه بر اصلاح نوع نگرش مدیران نسبت به زنان شاغل خانه‌دار ـ به این معنی که ایشان مسئولیت دیگری نیز دارند و باید برای آن وقت داشته باشد ـ باید به تصویب و اجرای قانون‌های حمایتی از قبیل مرخصی‌های زایمان و مرخصی‌های مربوط به شرایط خاص یک زن شاغل پرداخته شود. همچنین تاسیس مهد کودک در کنار محل اشتغال و ایجاد کارهای نیمه وقت و پاره وقت مخصوص مادران شاغل بسیار ضروری و راهبردی به نظر می‌رسد. 

باید دانست زنان جامعه ما تحصیل کرده هستند، به عنوان نیمی از افراد اجتماع دارای علائق و توانایی‌های بسیاری هستند، در مراکز فرهنگی و هنری بسیاری فعال بوده‌اند و ازدواج نیز بخشی از زندگی ایشان است و باید راهکارهایی در نظر گرفت که ایشان میان نقش‌های خود تعامل برقرار کنند. چرا که جدا کردن زنان از هر کدام از این نقش‌ها اجحاف در حق ایشان است.

این مطلب در زنان پرس