حسین (ع) پاسدار اسلام ، برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری
دو خطر عمده، اسلام را تهدید می کند که یکی خطر دشمنان خارجی و دیگری خطر اضمحلال داخلی است. دشمن خارجی یعنی کسی که از بیرون مرزهای –نظام- با انواع سلاح ها، موجودیت یک نظام را با فکرش و دستگاه زیر بنایی عقیتی اش و قوانینش و همه چیزش هدف قرار می هد. آفتِ دوم، آفت اضمحلال درونی است. یعنی در درون نظام؛ که این مال غریبه ها نیست، این مال خودی هاست. خودی ها ممکن است در یک نظام بر اثر خستگی، بر اثر اشتباه در فهم درست، بر اثر مغلوب احساسات شدن و بر اثر نگاه کردن به جلوه های مای و بزرگ انگاشتن آنها، ناگهان در درون، دچار آفت زدگی شوند.
اسلام برای مقابله با هر دو آفت، علاج معین کرده و جهاد را گذاشته است. جهاد مخصوص شمنان خارجی نیست. جاد الکفار و المنافقین1، منافق خودش را درون نظام قرار می دهد. لذا با همه این ها باید جهاد کرد.
ماجرای عاشورا عبارت است از یک حرکت عظیم مجاهدت آمیز در هر دو جبهه. هم در جبهه مبارزه با دشمن خارجی و برونی؛ که همان دستگاه خلافت فاسد و دنیا طلبان ِ چشبیده به این دستگاه قدرت بودند و قدرتی که پیامبر برای نجات انسان ها استخدام کرده بود، آن ها برای حرکت در عکس مسیر اسلام و نبی مکرم )ص) می خواستند؛ و هم جبهه درونی، که آن روز جامعه به طور عموم به سمت همان فساد درونی حرکت کرده بود. یعنی بعد از آن که اسلام، اشرافیت را قلع و قمع کرده بود، یک طبقه اشراف جدید در دنیای اسلام به وجود آمد، عناصری با نام اسلام، با سمَت ها و عناوین اسلامی – پسر فلان صحابی، پسر فلان یار پیغمبر، پسر فلان خویشاوند پیغمبر- در کار های ناشایست و نامناسب وارد شدند، که بعضی از این ها اسم هایان در تاریخ ثبت است.
وقتی می گوییم فاسد شدن دستگاه از درون یعنی این، یعنی افرادی پیدا شوند که به تدریج بیماری اخلاقی ِ مسری خود –دنیازدگی و شهوت زدگی- را که متاسفانه مهلک هم هست همین طور به جامعه منتقل کنند. در چنین وضعیتی، مگر کسی دل و جرات یا حوصله پیدا می کند که به سراغ مخالفت با دستگاه یزید بن معاویه برود؟!
هدف قیام امام حسین (ع)
نه می توانیم بگوییم حضرت قیام کرد برای تشکیل حکومت و هدفش تشکیل حکومت بود و نه می توانیم بگوییم حضرت برای شهید شدن قیام کرد. چیز دیگری است. بنده به نظرم این طور می رسد، کسانی که گفته اند هدف حکومت بود یا هدف شهادت بود، میان هدف و نتیجه، خَلط2 کرده اند. هدفريال این ها نبود. امام حسین(ع) هدف دیگری داشت؛ منتها رسیدن به آن هدف دیگر، حرکتی را می طلیبد که این حرکت یکی از این دو نتیجه را داشت،ح حکومت یا شهادت. البته حضرت برای هر دو هم آمادگی داشت. هم مقدمات حکومت را آماد می کرد و کرد؛ هم مقدمات شهادت را آماده کرد و می کرد.
پیغمبر اکرم و هر پیغمبری وقتی می آید، یک مجموعه احکام می آورد. پیغمبر اکرم همه آن چیز هایی را که می تواند انسان و یک جامعه انسانی را به سعادت برساند؛ بیان فرمود. نه فقط بیان، بلکه آن ها را عمل و پیاده کرد. خب در زمان پیغمبر حکومت اسلامی و جامعه اسلامی تشکیل شد، سوالی در اینجا باقی می ماند و آن اینکه اگر این قطاری را که پیغمبر اکرم بر روی این خط راه انداخته، دستی یا حادثه ای آمد و آن را از خط خارج کرد، تکلیف چیست؟
البته پیغمبر فرموده بود تکلیف چیشت، قران هم فرموده است : مَن یَرَتدَّ مِنکُم عَن دینهِ فَسَوفَ یَاتی الله بِقومٍ یُحِبُّهُم و یُحِبّونَه3. اما پیغکبر که نمی تواند به این تکلیف عمل کند. را نمی تواند؟ چون این تکلیف را آن وقتی می شود عمل کرد که جامعه منحف شده باشد. جامعه در زمان پیغمبر و زمان امیر المومنین که به آن شکل منحرف نشده است. در زمان امام حسن که معاویه، در راس حکومت است، اگرچه خیلی از نشانه های آن انحراف پدید امده است، اما هنوز به آن حدی نرسیده است که خوف تبدیل کلی اسلام وجود داشته باشد. شاید بشود گفت در برهه ای از زمان چنین وضعیتی هم پیش آمد، اما در آن وقت فرصتی نبود که این کار انجام گیرد.
خوب چه کسی باید این حکم را انجام دهد؟ چه کسی باید این تکلیف را به جا بیاورد؟ در زمان امام حسین هم آن انحراف به وجود آمده، هم آن فرصت پیدا شده است. پس امام حسین باید قیام کند، زیرا انحراف به وجود پیدا شده است. برای این که بعد از معاویه کسی به حکومت رسیده است که حتی ظواهر اسلام را هم رعایت نمی کند. زمینه هم آماده است. زمینه آماده است یعنیج ه؟ یعنی خطر نیست؟ چرا، خطر هست. مگر ممکن است کسی که در راس قدرت است، در مقابل انسان های معارض، برای آن ها خطر نیافریند؟ جنگ است دیگر. پس خطر هست. این که می گوییم موقعیت مناسب است، یعنی فضای جامعه اسلامی، طوری است که ممکن است پیام امام حسین به گوش انسان ها در همان زمان و در طول تاریخ برسد. اگر در زمان معاویه، امام حسین می خواست قیام کند، پیام او دفن می شد.
پس هدف عبارت شد از بازگرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح. چه زمانی؟ آن وقتی که راه عوضی شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانتِ کسانی، مسلمین را منحرف کرده و زمینه و شرایط هم آماده است.
این آن کاری بود که امام حسین انجام داد. منتها امام حسین آن کسی بود که برای اولین بار این حرکت را انجام داد قبل از او انجام نشده بود. چون قبل از او در زمان پیغمبر و امیرالمومنین چنین زمینه و انحرافی به وجود نیامده بود.
پس امام حسین برای انجام یک واجب قیام کرد. این واجب در طول تاریخ متوجه به یکایک مسلمانان است. این واجب، عبارت است از این که هر وقت دیدند نظام جامعه اسلامی دچار یک فساد بنیانی شده و بیم ان است که به کلی احکام اسلامی تغییر یابد، هر مسلمانی باید قیام کند. البته در شرایط مناسب، آن وقتی که بداند این قیان اثر خواهد بخشید. جزء شرایط، طنده ماندن، کشته نشدن، یا اذیت و آزار ندیدن نیست. حسین بن علی کاری کرد که وجدان مردم بیدار شد. لذا شما می بینید بعد از شهادت امام حسین قیام های اسلامی کی پس از دیگری به وجود آمد. البته سرکول شد؛ اما مهم این نیست که حرکتی از طرف دشمن سرکوب شود. البته تلخ است؛ اما تلخ تر از آن این است که یک جامعه به جایی برسد که در مقابل دشمن، حال عکس العمل نشان دادند پیدا نکند. این خطر بزرگ است.
لذا شما امروز وقتی نگاه می کنید، اسلام را زنده شده حسین بن علی (ع) می دانید. او را پایدار اسلام می دانید.
پی نوشت:
1-سوره مبارکه توبه، آیه 73 ، ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن.
2-آمیختن، مخلوط کردن چیزی با چیز دیگر
3-سوره مبارکه مائده، آیه 54، هر کس از شما از دینش برگردد، خدا به زودی جمعیتی را به عرصه می آورد که دوستشان دارد و دوستش دارند.
منبع: انسان 250 ساله(بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی- مبارزاتی ائمه معصومین)، منتشر شده توسط موسسه جهادی