باز شد دولای در
گربه ای به سمت گوشت ها پرید
آسمان درید
کودکی دست به چشم های خود کشید
وای !
باد!
این چه وقت آمدن به خانه بود
مادرم نبود،
تو مگر غربیه نیستی؟
پی نوشت: همه گربه ها را باید کشت، کودکان بی تقصیرند!
بر در کلاس
به چند چشم بی گناه
به چند چشم پر شرر
به چند چشم پر ز خواب
چشم دوخته
باز روز دیگری است
فکر می کند، تساوی نگاه
بین چشم های کودکانه شان
چه کار مشکلی است
پی نوشت : معلمی کار سختی است، خیلی سخت و خوش به حال معلم های خوب!
روز تمام معلم های خوب مبارک.
هر دو رنگی آسمان خواهد بماند
هر هوایی، هر سری در هر زمانی خسته جان و بی نشان بر جای ماند
هر چه بادا باد!
سبز باشد در بهار و ریشه اش خاکی
درخت سربلند کاج
سبزی پاییزی اش هم در زمستان و بهاران باز ماند
هر چه بادا باد!
خنده ها و گریه های بی صدا
باشد طنین افکن به دنیا
فرق، بین اشک و لبخندی نماند
هر چه بادا باد!
هر چه بادا باد!
انسان، آدم و آدم به انسان باد
لیک می دانم و میدانی
خدا، تنها خدا باید بماند!
هر چه بادا باد!
ریحانه ذوالفقاری
پی نوشت ندارد !
