ساکت و تنها
می خورد هر دم ورق اما
هیچ کس او را نمی خواند
عمر خود را می دهد بر باد
می رود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هر جا که بادا، باد!
بادبان را ناخدا باد است
لیک او را
هم خدا
هم ناخدا
باد است!
قیصر امین پور
از دفتر تنفس صبح
پی نوشت ۱ : همچنان هرچه بادا باد!
پی نوشت ۲ : بی خدا، باید به بادبان حسودی اش شود!
پی نوشت ۳ : از چشم من !
