من نشسته سر به زیر و فکر در گلو
صبح اول سه ماه دیگر است
فصل تازه ای است
برگ ها به رنگ سبز
شاخه ها به دست باد
لطیفه ایست این هوا مثال صبح بامداد
حسودی ام شروع شده است
به رنگ رنگ نوبهار و
رنگ راکد خودم
کجاست موج رفته ام؟!
دوباره بازگردد و هیاهویی به پا کند
بهار فصل تازه ای است
ولی برای پنجره
برای خاک
چرا مرا کسی ز خواب خوش صدا نمی کند؟
پی نوشت : بهار بی اختیار و به جبر، زودتر از موعدش آمده است ولی ما به اختیار ...

