تبليغاتX
کیمیای قلم
ليلة القدر عشق
موضوع:
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 

 دستور آخر

با آمدن شمر بن ذی الجوشن به کربلا و آوردن نامه ابن زیاد برای عمر سعد،
- که متن آن، شدت عمل با حضرت حسین (ع) بود
شرایط در کربلا ، دگرگون شد. ابن سعد، شناخت کافی از خاندان پیامبر داشت. برای همین بود که گفت:

لا یستسلم والله الحسین انّ نفس ابیه لبین جنبیه

به خدا سوگند، حسین تسلیم نمی­شود که جان پدرش علی در سینه اوست.

”تاریخ امام حسین ج3 ص 5“

در مجادله­ای که بر سر ریاست لشکر، برای کشتن آل الله، بین شمر و عمر سعد واقع شد، عمرسعد تصمیم گرفت تا دنیای خود را آباد کند و این امر را به شمر وانگذارد.

از روز هفتم، خیمه­های حسین (ع) با قحطی آب مواجه شده بود. روز نهم که در این سوی کربلا فریاد العطش بر آسمان بود، در آن سوی عمر سعد، در فرات، به شنا مشغول بود. در این موقع، یکی پیش او آمد و آهسته در گوش او سخنی گفت.

سخن این بود:

” ابن زیاد، جویریه بن تمیمی  را سوی تو فرستاده و دستور داده، اگر با این قوم جنگ نکنی گردنت ر ابزند. “

عمر سعد، بلافاصله از آب بیرون آمد، لباس رزم به تن کرد و به قصد حمله به سوی خیام امام حسین (ع) آمد.

دستور حمله او برای حمله خیمه­های امام حسین (ع) این بود :

یا خیل الله ارکبی و بالجنّه أبشری

 

نفس المهموم



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت قمر بنی­ هاشم (ع)
موضوع:
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 

مادر

وقتی که حضرت علی (ع) از برادرش عقیل که نسّابه بود در خواست کرد تا برای او، همسری از خاندان اصیل و دلیر عرب انتخاب کند تا فرزندی شجاع به دنیا آورد، دختری از قبیله بنی کلاب را پیشنهاد کرد و گفت: از پدران او در عرب هیچ کس شجاع تر نیست.

حاصل ازدواج امیرالمومنین (ع) با فاطمه بنی کلاب (س) که بعد ها مسمّی به               ام البنین (س) شد چهار پسر بود به نام های: عباس، عبدالله، جعفر و عثمان، که همگی در رکاب حضرت حسین (ع) به شهادت رسیدند.

قمر بنی­هاشم (ع) در چهارم شعبان سال بیست و شش هجری به دنیا آمد و در دامن شجاعت و رشادت و ادب تربیت شد.

مستدرک وسائل الشیعه ج 3 ص  815“

  



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت علی اکبر (ع)
موضوع:
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 

 نسب

علی­اکبر (ع) در یازدهم شعبان سال سی و سوم هجری، در مدینه به دنیا آمد.

سید عبدالرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین (ع)، وقتی به شرح میدان رفتن  علی­اکبر می­رسد، می نویسد: اوّل من تقدّم ابوالحسن علیّ­اکبر و عمره سبع و عشرون سنه، فانّه وُلد فی الحادی عشر من شعبان، سنه ثلاث و ثلاثين من الهجرة و کان مرآة الجمال النّبوی (ص)...  الی آخر.

یعنی: اول کسی که از آل رسول (ص) به میدان جنگ رفت، ابوالحسن علی­اکبر بود که در آن زمان 27 ساله بود، که در روز 11 شعبان سال 33 هجری تولد یافته و آیینه روی پیامبر بود ...

البته در بعضی نقل­ها، امام سجاد (ع) را علی­اکبر و علی­اکبر را، علی اصغر نوشته­اند.

 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت علی اصغر (ع)
موضوع:
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 

نام علی

حضرت اباعبدالله (ع) از همسرش رباب (س) که دختر امرؤِالقیس و از قبیله بنی­کلاب بود -  دو فرزند داشت. یک دختر به نام سکینه (س) و یک پسر به نام عبدالله، که مشهور به علی­ اصغر است.

در  زمانی که مروان بن حکم از طرف معاویه، والی مدینه بود، هر آن چه در توان داشت، در تبلیغ دشمنی با حضرت علی (ع) و آل او، به کار گرفت. روزی در کوچه های مدینه، با حضرت سجاد (ع) روبرو شد. پرسید: نامت چیست؟ آن حضرت پاسخ داد: علی. مروان گفت: نام برادرت چیست؟ و پاسخ شنید: علی ، مروان با ناراحتی گفت: چه خبر است، مثل این که پدرت تصمیم گرفته نام همه پسرانش را علی بگذارد. امام سجاد (ع) می­فرماید: گفته­های مروان را با پدرم در میان گذاشتم. پدرم فرمودند: وای بر مروان، پسر زن کبود چشم. هرگاه دارای صد پسر گردم، دوست دارم نام همه آن ها را بدون استثنا علی بگذارم.

”معالی سبطین جلد 1 ص 206“

  



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت قاسم ابن حسن (ع)
موضوع:
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 

امام حسن (ع)

آن روزی که حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) با دیدن چهره برادر، بر او گریست، در پاسخ سوال امام حسن (ع) که از علت گریه آن حضرت سوال کرد، فرمود: به جهت بلایی که به تو می­رسد، که حکایت از مسموم کردن مظلومانه امام مجتبی (ع) داشت. ولی امام حسن (ع) با شنیدن این پاسخ، مسموم شدن خود را ناچیز شمرد و فرمود:

لا یوم کیومک یا ابا عبدالله

روزی مانند روز تو نیست که سی هزار نفر به سوی تو آیند و همه مدّعی باشند که از امت جدّ تواند ...

” منتهی الآمال ص 346 “

 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



فرزندان حضرت زینب (س)
موضوع:
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386

 

عبدالله ابن جعفر

در دوران غربت اسلام، زمانی که عده­ای از مسلمانان مجبور به مهاجرت به حبشه شدند، حضرت جعفر بن ابیطالب (ع) سرپرستی آنان را به عهده داشت. در آن جا و در حضور پادشاه حبشه، چنان بر حقانیت اسلام و رسول خدا (ص) استدلال کرد که فرستادگان مشرکین به دربار حبشه، برای بازگرداندن مسلمانان که یکی از آن ها عمروعاص بود   سرافکنده شدند و بازگشتند.

در آن سرزمین، خداوند پسری به جعفر داد که نام او را   ”عبدالله“ گذاشت. پس از مهاجرت پیغمبر (ص) از مکه به مدینه، مسلمانانی که به حبشه رفته بودند نیز به همراه جعفر بن ابیطالب، به مدینه آمدند.

 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت حر
موضوع:
شنبه بیست و دوم دی 1386

 

 نقطه عطف

وقتی در نیمه های دلِ شب ، شنید که پیغمبر رحمهٌ للعالمین ، زیر لب ترنم می نماید :

الهی لا تکلنی الا نفسی طرفهَ عینٍ اَبدا لا اقلّّ و لا اکثر

خدایا مرا به اندازه یک چشم به هم زدن به خود وامگذار ، نه کمتر و نه بیشتر از آن

سوال کرد : یا رسول الله ، معنای چشم بر هم زدن و بیشتر از آن را می فهمم ، کمتر از آن چیست ؟

و پاسخ شنید که : برادرم یونس ، کمتر از یک چشم بر هم زدن غفلت کرد که گرفتار بطن حوت شد .

بسیار اتفاق افتاد ، که لمحه ای ، اهل ناری را اهل نوری کرده و لحظه ای هم اهل نوری را به ناری کشانده است .

و حر بن یزید ریاحی ، نقطه عطف این واقعیت در کربلای حسینی است . شهید سرافرازی که امام زمان (عج) یکی از زائران حریم اوست . 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت رقیه
موضوع:
شنبه بیست و دوم دی 1386

 

 بقعه شریف

 در نزدیکی های مسجد اموی در قلب شهر دمشق در انتهای بازارچه قدیمی حمیدیه بارگاهی ملکوتی ، واقع است که نشان از جای پایی محکم و استوار دارد . حضور  نور در این بقعه مبارکه ، آن قدر آشکار است که درخشندگی آن حتی چشم اعمی ر انیز خیره می کند . آثاری که از اثر حضور صاحب این بقعه به حضور رسیده است ، به میزانی است که پس از گذشت قرن ها ، هنوز در جلوه گری است .

در قرن دهم هجری ، بر سنگ ورودی این آستانه ، چنین نوشته بود :

هذا البیت بقعه ٌ شرّفت بآل النبی (ص) و بنت الحسین الشهید (ع) رقیّه (س)

این خانه مکانی است که به ورود آل پیامبر (ص) و دختر حسین شهید (ع) ، حضرت رقیه (س) شرافت یافته است.

معالی سبطین ج 2- ص 171 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



روز دوم
موضوع:
جمعه بیست و یکم دی 1386

 

حضرت جبرئیل در حدیثی طولانی به پیامبر (ص) عرض کرد :

یا محمد ؛ کربلا را از آن جهت کربلا گویند که حرن و بلاهایی که از دشمنان شما ، در روزی که حزن و اندوهش تمام شدنی نیست و حسرت از آن زوال پذیر نمی باشد ، به عمل می آید بسیار است .

این زمین پاکیزه ترین مکان روی زمین است و احترامش از تمام بقعه ها بیشتر است . در آن سبط تو و اهل بیتش کشته می شوند . کربلا از زمین های بهشت است

کامل الزیارات ، باب 88 ، ص 803

 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



حضرت مسلم
موضوع:
جمعه بیست و یکم دی 1386

 

کوفه

کوفه شهری است در حاشیه رود فرات و در ده کیلومتری نجف که امروزه به یکدیگر متصل شده اند. گرچه سرزمین مقدس کوفه در طول تاریخ علاوه بر تمدنهای مختلف، حضور انبیاء الهی چون آدم(ع) و نوح(ع) و عیسی(ع)،... را شاهد بوده است اما پیدایش شهر کوفه به سال 17 هجری باز می گردد.

زمانی که سپاه اسلام عراق را از تسلط حکومت ایران خارج ساخت فرمانده لشکر مسلمین شهر کوفه را بنیان نهاد.

سپس در سال 36 هجری با انتقال مرکز حکومت اسلام از مدسنه به کوفه توسط امیرالمومنین(ع) بر رونق این شهر افزوده شد.

کوفه به خاطر مکانهای مقدسی چون مسجد کوفه، مسجد سهله و قبور اصحاب ائمه همواره مورد توجه شیعیان بوده است و علاوه بر آنها دارای فضائل متعددی است.

 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |



قربانِ پیش از غدیر
موضوع:
دوشنبه دهم دی 1386

 

باید پیش از عید غدیر ، قربان را جشن گرفت که اگر خدا بخواهد ، چاقو بر نفس غلبه کند شاید که ادامه همراهی نفس را ببخشد . اگر چنین شود می توان پا به پای زمان آمد  تا به کنار برکه غدیر  و دست ، بر بالای دست پیامبر نهاد . هر چه تعلیل  که بر سر ولایت پذیری آمده است ،

از هواخواهی های به ظاهر عقلانی این نفس قربانی نشده است ...

و امروزه هم چنین است و روزی باد که چنین مباد !

در قید زمان بر من خرده نگیرید ! چرا که چندین روز است از عید قربان گذشته است و حتی هم از عید غدیر !  . ولی باید عید غدیر برسد . یا حتی از آن نیز بگذرد . لرزش دست های بیعت دهنده را دید و یا نگاه های حسرت بار به سوی مولی را ، تا قدر قربانِ  پیش از غدیر  را دانست.

 

الحمدلله جعلنع من المتمسکین بولایته امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع)

 

 



× نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری | لینک ثابت |







Copyright 2010 Mohammad Rafiei & kimiayeghalam.blogfa.com