اي كاش ! ، كاش هايم تمام مي شد
و مي نشستم روبروي واقعيتي كه وجود دارد ،
و مرا به اميد آرزو نمي گذارد
اي كاش ! ، كاش هايم تمام مي شد
و مي نشستم روبروي واقعيتي كه وجود دارد ،
و مرا به اميد آرزو نمي گذارد
عجب
عصر تنهایی است
عصر
بی ظهور
عجب
طولانی شده است این بعد از ظهر
این
بعد از ظهر کربلا
این
عصر تهی از دیدار
این
زمانه دهر گون
و
این قرن های پی در پی
عجب
آسمانی است
دلگیر
و ابری
سایه
گسترده بر زمین
و
حایل بین ماه و خورشید
ما
مانده ایم بی نور و نیر
بی
خورشید و امام
تاریکیم
و غمزده
به
امید گرمایی
چراغ در دست
این
همه راه را استقامت کرده ایم
باشد
که به هوای لاله ها
خورشید بزند
خدایا از عذابت که می خوانم و از عقوبت این همه کارهای کرده و این همه دستورات نکرده ، مو بر تنم سیخ می شود . یا رب یارب یا رب ، بگذار چند بار صدایت کنم تا صدایت را بشنوم و بدانم خشمگینی یا نه ، به خودت که من نه به خاطر وجود تو که به خاطر بی وجودی خویش کرده ام و نکرده ام . من نه به خاطر علم به دیده بانی تو که از کوری و جهل خویش کرده ام و نکرده ام .الهی العفو . مرا ببخش به حق این همه خوبانت .
بک یا الله ، بمحمد ، بعلی ، بفاطمه ، بالحسن ، بالحسین ، بعلی بن الحسین ، بمحمد بن علی ، بجعفر بن محمد ، بموسی بن جعفر ، بعلی بن موسی ، بمحمد بن علی ، بعلی بن محمد ، بالحسن بن علی ، بالحجه
خدایا بر سستی تنم ، نازکی پوستم و باریکی استخوانم رحم فرما . آیا این بنده ضعیف ، خوار ، بی مقدار ، گدا و بیچاره را رد می کنی ؟ آیا مرا تنها می گذاری ؟ آیا امید کسی که به خشنودی تو کرده است ، نا امید می کنی ؟ آیا عاقبتِ مرا ، ریشخند دشمنانت قرار می دهی ؟ آیا بر دوستدار دوستانت غضب می کنی ؟ هیهات که دور است از فضل و کرم تو!
خدایا امشب بر من ببخش و مرا شایسته بندگیت قرار بده .
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار .
التماس دعا
به چه مي خندي !؟ به كجاست اين نگاه پر اميدت !؟ در آغاز جنگي نابرابردلت خوش است به اسلحه اي كه خشاب اضافي ندارد !؟
خوب مي دانم جوابم را چه مي دهي . اين را 8 سال از شما شنيديم . همان خنده اي كه الان بر لب داري 8 سال، همراه بهترين فرزندان اين خاك و بوم ديديم ، كه به روي خاك افتادند تا استقلال سر بلند كند . تو به من خواهي گفت :
آن چه اينچنين آرامم مي كند ، اسلحه ام نيست تصوير مردي است كه در دست دارم ،هيچ كس به اندازه ما او را درك نكرد ،مي داني كه ، از جان عزيزتر نداشتيم آن زمان و تقديمش كرديم و او هم ما را سپرد به خدا ، سلاح ما تنها او بود كه عزتش حكايت از عزت خدا بود و عزتي كه پيش خداست به مستضعفاني مي رسد كه دنيا را همانگونه مي بينند كه خدا آفريده ، جلوه گاه محبوب . وقتي ملك خدا را يادآور شد و ما در سجده بندگيش ، قيام كرديم ، صداي بر خاك افتادن ملائك به گوشمان رسيد و باز دوباره كبر شيطان اين هماهنگي بندگي را بر هم زد وبا ذلت ايستاد و سنت خدا نيز مهلت دادن اوست و سلاح بي همتاي ما اخلاص است.
ما به چشم ديديم ملك خدا را . در سپاه او سبقت گرفتيم تا 72 ملت قرن عشق باشيم . ما پر کشیدیم و سرلشکرمان هم . او عاشق تر از ما بود در ياري امام غايب ، او كه به آسمان ها آمد صداي شادباش ملائك را شنيديم از مباهات خدا بر بنده صادقش .
و حال شما مانده ايد و هواي روح الله ، راضي نباشيد جز به نفس كشيدن در هواي او.
سلام از طرف وبلاگ عدالتجو به یک حرکت وبلاگی دعوت شده ام و آن انتخاب بهترین مطلب گذشته است و چه مطلبی بهتر از آیات قرآن ...
گفتم : اينجا کجاست ؟
گفت : دنيا
گفتم : چه کنم ؟
گفت : الدنيا مزرعه الاخره
دنیا مزرعه آخرت است .
گفتم : هم صحبتي ؟
گفت : فاني قريبٌ اجيبٌ دعوۀ الداعِ إذا دعانِ فليستجيبوا لي و اليومنوا بي لعلهم يرشدون ( آيه 186 بقره )
همانا من نزدیک هستم . و دعای دعا کننده را وقتی که مرا بخواند پاسخ می دهم ،
پس آن ها نیز دعوت مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند ، شاید * که راه یابند .
گفتم : چقدر نزديک ؟
گفت : و نحن اقربٌ اليه ِ من حبلِ الوريد ( آيه 16 سوره ق )
و ما از رگ گردن به او نزدیک تریم .
گفتم چرا شايد * ؟
گفت : بگو اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
از شیطان رانده شده به خدا پناه می برم .
گفتم : چرا به شيطان مهلت دادي ؟
گفت : فمن يعمل مثقال ذرۀ خيرا يره ( آيه 7 سوره زلزله )
پس هر کس که به اندازه ذره ای نیکی کند آن را می بیند .
گفتم : پس بايد بجنگم . ولي من تنهايم .
گفت :قل انما اَعِظکم بواحدۀ ان تقوموا للهِ مثني و فرادي ( آيه 45 سوره سبا )
بگو من فقط به شما اندرز می دهم که دوتا دوتا و یک یک برای خدا قیام کنید .
گفتم : بي رهبر , بي امام ؟
گفت : بقيتُ اللهِ خيرٌ لکم ان کنتم مومنين ( آيه 86 سوره هود )
اگر مومن باشید آن چه خدا برای شما باقی گذارده بهتر است .
گفتم : پس کي مي آيد ؟
گفت : ان َ موعدهم الصبحُ اليس َ الصبح بقريب ( آيه 81 سوره هود ) .
همانا موعد آن ها صبح است . آیا صبح نزدیک نیست ؟
گفتم : به اميد تو . بسم الله الرحمن الرحيم .