تبليغاتX
کیمیای قلم

وَ اِن نکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَ طَعَنوا فی دینِکُم فَقاتِلوا اَئِمَّهَ الکُفرِ اِنَّهُم لا اَیمانَ لَهُم لَعَلَّهُم یَنتَهون (12 ، توبه)

ترجمه : و اگر پیمان های خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنان پیمانی ندارند ؛ شاید با ( شدت عمل ) دست بردارند.

شرح : این آیه درباره کسانی است که با زمامدار و ولی امر مسلمانان، عهد و پیمانی داشتند ولی آن را شکستند و د رمقابل پیشوای مسلمانان قرار گرفتند. قرآن، آن ها را پیشوایان کفر معرفی می کند؛ زیرا آن ها در کفر به آیات الهی پیشی گرفتند و مردم جاهل از آن ها پیروی کردند. در روایات اهل بیت(ع)، برپاکنندگان جنگ جمل – که طلحه و زبیر در راس آن ها قرار داشتند – از مصادیق بارز این آیه برشمرده شده اند؛ چرا که آن ها با پیشوای بر حق مسلمانان یعنی امام علی (ع) به مخالفت برخاستند و پیمان و بیعت خویش را با او شکستند و به همین دلیل در تاریخ به ناکثین (پیمان شکنان) معروف شدند .

ترجمه آیت الله مکارم ( قرآن حکیم و شرح آیات منتخب )

 

+ نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت |

سخنرانى ، در جمع اقشار مختلف مردم (تذكر به بنى صدر، نهضت آزادى و فريب خوردگان(

 زمان: صبح 1 تير 1360/ 19 شعبان 1401

مكان: تهران، حسينيه جماران‏

موضوع: عزل بنى صدر و پيامدهاى آن- هشدار و نصيحت به فريب خوردگان گروهكها- تذكر به گروه نهضت آزادى

حضار: اقشار مختلف مردم، پرسنل پايگاه چهارم نيروى هوايى، اعضاى بسيج خمينى شهر، اعضاى دفتر تبليغات قم، اهالى دامغان، فرهنگيان مسجد سليمان‏

توصيه و نصيحت به بنى صدر

من الآن هم نصيحت مى‏كنم آقاى بنى صدر را به اينكه نبادا در دام اين گرگهايى كه در خارج كشور نشستند و كمين كردند بيفتيد، و اين آبرويى كه از دست داديد بدتر بشود.

من علاقه دارم كه تو بيشتر از اين خودت را تباه نكنى. من علاقه دارم كه همه اشخاصى كه در اين مملكت زندگى مى‏كنند يك زندگى انسانى- الهى باشد. نبادا يك وقت در دام اشخاصى بيفتى كه اين ملت آنها را سر تا پا شناخته است؛ و آنها از تو پشتيبانى كنند و تو هم در دام آنها بيفتى؛ كه هم دنيا به باد رفته است تا آخر، و هم آخرت. اگر نصيحتهاى من را گوش كرده بودى، اين مسائل پيش نمى‏آمد. لكن نگذاشتند؛ آنهايى كه به تو اظهار علاقه مى‏كردند آنها به اسلام علاقه نداشتند؛ و تو را كشاندند به جايى كه تباه كردند، بيش از اين خودت را تباه نكن؛ به دام اين اشخاصى كه مثل اژدها دهان باز كرده‏اند تا همه حيثيت تو را به باد فنا بدهند و ببلعند نيفت. چنانچه توبه كنى و برگردى و علاقه خودت را از اين گروههاى مفسد، فاسد، جنايتكار، سلب كنى، و در يك كنارى بنشينى مشغول تصنيف و تأليف بشوى، صلاح تو است. اگر شما آن نصيحتى را كه آن روز من با حال بيمارى در بيمارستان به شما كردم گوش كرده بوديد، امروز اين طور نبود و من‏نمى‏خواستم باشد؛ آن روز من [در] يكى از حرفها، كه اساس همه گرفتاريهاى بشر است، تنبه دادم كه حُبُّ الدُّنيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة «1» تمام خطاهايى كه از ماها صادر مى‏شود روى اين حبّ نفس و جاه و مال و منال است؛ اگر اين كلمه را گوش كرده بوديد و هواهاى نفسانى را زير پا گذاشته بوديد، اين طور نمى‏شد كه همه گروهها، همه دوستان شما، از شما منفصل بشوند، الّا اين گروههايى كه مى‏خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند. دوستهاى درجه اول شما پشت بشما كردند.

گروههايى كه با شما بودند و براى شما شعار مى‏دادند پشت به شما كردند. و اين دليل اين بود كه شما قدرت سياسى نداريد، بزرگتر دليل اين است كه انسان يازده ميليون «2» رأى را تباه كند! اين گذشت و ناگوار گذشت، من نمى‏خواستم اين طور بشود. لكن باز براى هر كس، هر كار بكند، جاى توبه هست. درِ توبه باز است. رحمت خدا واسع است. شما توبه كن و يك قدم طرف خدا برو و پشت به هواى نفسانى بكن، خداوند مى‏پذيرد تو را. آبروى تو را اعاده مى‏دهد. حيثيت تو را اعاده مى‏دهد.

خداوند همه ما را از شرّ خودمان نجات بدهد خداوند همه مارا به راه راست خودش هدايت كند. خداوند كشور ما را از شرّ اجانب نجات بدهد.

و السلام عليكم و رحمة اللَّه‏

                        صحيفه امام، ج‏14، ص: 492-3


+ نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت |

 آقای میرحسین!

از تو دلگیرم  که کشور را محدود به لر و ترک و تهرانی میکنی و آنقدر ایشان را احمق می پنداری که دلیل رایشان را بعد از این همه مناظرات و بیان دیدگاه ها ، نسبت خانوادگی و نژاد پرستی می دانی. حتی تو تهرانی ها را به صفی که در آن به انتظار رای دادن ایستاده ای محدود می دانی . عده ای اطراف تو، شده اند تمام ایرانی هایی که به تو رای داده اند و تو باید رای می آوردی حتما و حالا که رای نیاورده ای تقلب شده است؟

از تو دلگیرم که میگویی تقلب شده است ولی حتی دلیلی در حد یک بچه دبستانی هم ارائه نمیدهی، از تو متنفرم که در ایام جشن عمومی ملت، عزا اعلام میکنی و طرفدارانت لباس سیاه می پوشند . تویی که دستور تکبیر داده ای ونمیدانی که تکبیر یعنی چه؟ الله اکبر را لقلقه زبان کرده ای و نمیدانی خدا بزرگتر است از تمام ریاکاری ها ، دروغ ها و خیانت ها.

از تو دلگیرم که با نام تو و حسین هموطنانم را رنج می دهند. کدام کربلا، کربلای روضه های تو بوده است تا به حال؟ تو این 20 سال کجا زیسته ای؟ این همه رذالت و پستی و دروغ گویی را کجا آموخته ای ؟

از تو دلگیرم نخست وزیر امام! که امام ما تو را به آرامش دعوت کرد و تو آرامش را در سکوت دیدی و از اتقلاب تا آزادی را دستور سکوت دادی و علامت پیروزی گرفتی . تو در کدام میدان میخواهی پیروز شوی؟ دشمنانت کیستند ؟ مردم؟ واقعا تو فرق آرامش و آرامش را نمیدانی؟ با همین مقدار برخورداری از درک ،دوران نخست وزیریت را سپری کرده ای ؟

جوانان ما اصل اسلام را باور دارند و آموزه های دینی را اصل می دانند نه مسلمانانی چون تو، که اگر قرار بود اسلام و انقلاب با تو شناخته شود باید فاتحه اش را بخوانیم. می بینی تو شال سبز بر دوش خودت و همسرت انداختی و مردم ما برایت می گویند: سیدی تنها به رنگ سبز نیست، هیچ دانی مادر سادات کیست؟

آقای میرحسین موسوی! نخست وزیر امام! خواهش میکنم، از منصب هایی که خیلی وقت است تاریخ انقضایشان گذشته و از سیادتی که دل مادر سادات را خون میکند ، از خط امام وشهدا کناره بگیر. آن وقت کل زندگیت عزا و سکوت بگیر، کناره گیری کن و بعد هرچقدر خواستی پافشاری کن بر ادعای ابلهانه ات. از ایرانی بودنت فاصله بگیر وقتی نمیتوانی مردمسالاری ایرانی را بپذیری.

تو اشتباه کرده بودی ، مرد باش و بپذیر! نگاهت را وسیع کن هم ایران را به تهران محدود نکن، ایران را ایران ببین. هم زندگیت را به این دو روز دنیا. فردای قیامت امثال ما از تو نخواهیم گذشت .می دانی ماجرای حق الناس را ؟ خدا از تمام شما مردم سالار تر است! از حق مردم نخواهد گذشت.


پی نوشت:

۱- آن هایی که حق می دهند، دلگیرم را بخوانند متنفرم و آن هایی که حق نمیدهند بخوانند دوستت ندارم!

 

+ نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت |

سخنان حضرت زهرا (سلام الله علیها) با زنان مهاجر و انصار که به عیادت ایشان می آمدند:

به خدا سوگند، روزگارم سر می شود و حالم به گونه ای است که از دنیای شما ناخشنود و از مردان شما خشمگین و ناراحتم. پیش از آن که سودی از آنان ببرم دست از آنان برداشته، ایشان را به دور انداختم و پس از آن که آن ها را آزمودم، از آنان خوشم نیامد. چه بسیار زشت است شکست و رخنه ای که بر لبه شمشیر وارد آید و با نیزه ای که شکاف بردارد و ناکار شود و اندیشه ای که فاسد گردد. و بد چیزی است آن چه که نفوسشان مقدم داشته، چرا که موجب خشم و غضب الهی شده در عذاب جاودانه اند . به ناچار ، کیفر و پیامد این کار بر گردن آنان افتاده پراکندگی و آشفتگی آن بر عهده آنان می باشد. و سرانجام گروه ستمکاران سرکوب، نابودی و کیفر است.

وای بر آن ها! چگونه خلافت را از پایگاه استوار رسالت و پایه های محکم نبوت، و محل نزول وحی امین و انسان آگاه به امر دین و دنیا منحرف کرده دور ساختند، آگاه باشید که این همان زیان و خسران آشکار است، به چه مناسبت اینان از ابوالحسن انتقام گرفتند، به خدا سوگند، ناخشنودی از شمشیرش، سختی و استواری اش، جنگاوری و زخم های ناشی از شمشیرش و تنها خداجویی و اخلاصش باعث شد که از او انتقام بگیرند.


پی نوشت :

بانوی خلقت!

مادر تمام خوبی ها

زمین مهرِ توست

سزاوار است مهرِ مادریت

سایه گسترِ سرِ من

مرا به عِرض خودت بپذیر


+ نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت |

باز شد دولای در

      گربه ای به سمت گوشت ها پرید  

                     آسمان درید

                           کودکی دست به چشم های خود کشید

وای !

      باد!

       این چه وقت آمدن به خانه بود

                       مادرم نبود،

                          تو مگر غربیه نیستی؟

 


پی نوشت: همه گربه ها را باید کشت، کودکان بی تقصیرند!


+ نوشته شده توسط ریحانه ذوالفقاری در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت |